تبليغاتX
لی لی پوت
تئاتر
.
.
 

من معتقدم وقتی هنرمندی میمیرد ، مخلوقی نمرده است . بلکه خالقی مرده است.

خوب یادم هست . سال ۶۷ که وارد تئاتر شدم به دنبال بازیگری میگشتم تا تکنیکهای بیان و بازی با دستها را بطور حرفه ایی از او ببینم . هامون را که دیدم مجذوب بازی خسرو شکیبایی شدم . شکیبایی در فیلمهای ملو درام احساساتش عیان میشد. در خانه سبز خسرو خودش بود مهربان و صادق و یک واقعیت انکار ناپذیر آنکه ، خسرو شکیبایی استاد موسیقی کلام بود. صورتش میمیک را عیان نمی کرد اما بیانش و از همه مهمتر موسیقی کلامش آن زمان که فسه میشد همتا نداشت. نمیدانم تا حالا به دستهای او در حین بازی دقت کرده اید ؟ از هماهنگ بودن دستها با بیان قدرتمندش لذت میبردید ؟ همیشه در سر کلاسهای بازیگری در بخش موسیقی کلام مثال خسرو شکیبایی را برای هنرجویان میزنم.

حتماٌ اشعار سید علی صالحی ، سهراب سپهری و عبدلملکیان را با صدای خسرو شکیبایی گوش کرده اید .

  روحش شاد.

 

.
+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 8:31  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

 نمایش : حق مسلم ماست جهت حضور در نخستین جشنواره تئاتر ییلاقی به دبیرخانه این جشنواره در زنجان ارسال شد.

گفتنی است این جشنواره از تاریخ ۸ تا ۱۱ مرداد در شهر زنجان و به همت سازمان همیاریهای شهرداریهای استان زنجان و حوزه هنری استان زنجان برگزار و آثار نمایشی خیابانی و صحنه ایی شادی آور در این جشنواره به رقابت می پردازند.

احتمال میرود که این نمایش بدلیل نگرش خاص به مقوله ازدواج در این جشنواره موضوعی حضور یابد.

آرش ساربان ، علی بنائیان و علی غابشی در این نمایش ایفای نقش میکنند.

 

.
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 15:3  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.
۱- نمایش خیابانی ( حکایت آن چوپان پاک که شبها ستاره ها را می شمرد ) نوشته و کار : سامان خلیلیان مراحل تمرین خود را در حوزه هنری استان خوزستان آغاز کرد . در این نمایش که جهت حضور در جشنواره تئاتر استان و همچنین مهر کاشان آماده میگردد میلاد هارونی ، رضا نورانی ، امین بهپوری ، بهزاد خیرالهی و حسین دریس نقش آفرینی می کنند.

۲- شماره های ۵۴ و ۵۵  مجله تخصصی  ( صحنه ) بصورت ۲ شماره در یک جلد منتشر شد . در این شماره ها میخوانیم : هنر و اخلاق در درام آوانگارد (اسکار مندل) هماهنگی زبان صحنه(ریچاردژئوس)پوچی وجود در پوچی کلام(دکترعلی شلق) بررسی عنصر کاتارسیس در دوره های نمایشی (مهدی نصیری) زنان ، متنیت وبرتری در اجرا (سیمون شفرد و مایک وایس ) گذری بر هنر پرده و شمایل خوانی در ایران (هوشنگ جاوید)همچنین بخشهای گفت گو ، نقد کتاب ، نقد نمایش و نمایشنامه (کجاست آن که یاری کند؟) نوشته یدالله آقاعباسی در این ۲ شماره به چشم میخورد 

.
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 10:30  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

گر مرد رهی میان خون باید رفت

                                  از پای فتاده سرنگون باید رفت

پدر روزت مبارک باد.

پدران روزتان مبارک باد.

.
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 9:40  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

 

برطبق اسناد و مدارک موجود در تاریخ بخارا نوشته ، ابوبکر ابن جعفر النرخشی ، و یک تصویر بازمانده دیواری نزدیک شهر سمرقند و همچنین شاهنامه فردوسی ، قدمت مراسم آیین سوگ سیاوش به بیش از سه هزار سال می رسد. بر این اساس ، «تئاتر ملی» ما چاره ای جز این ندارد که مثل هر جای دیگر به اصل و ریشه ی آیینی و تاریخی خود تکیه کند .

 

اصل و نسبی که نه کوچک است و نه کم مقدار . تاکید بر مبرم ترین شیوه نمایش یعنی مشی «روایی» تعزیه ، نفی اسلوب واقعگرایی نیست .

 

به نمایش درآوردن رویا همان مبانی و ظرایفی را طی می کند که حقیقت واقعیتی را روایت کنی ، عمل یکی است ، فقط جنس و زبان  اجرا که وسیله ی ارتباط ما با مخاطب است فرق میکند.

 

میگویند رویاها حقایق واقعی هستند . و این درست است . اگر زندگی و مناسبات روزمره را الگو قرار دهیم و بدون مددگیری از ذهن و خیال تماشاگر و شرکت دادن او در محفل دیداری ، همان  زندگی و مناسبات «روزمره» را بازسازی کنیم، بی تردید به ژرفا و زوایای پیچیده ی حقایقی که در آن واقعیت هست نخواهیم رسید. به عمق هنر نیز نخواهیم رسید.

 

برای رسیدن به این دو منظور باید به کشف معانی شاعرانه و تعمیق آنها در یک اثر هنری بپردازیم. کاری که پیتویف در اجراهای تئاتری خود در اسلوبهای نوشتاری متفاوت از چخوف ، گوگول ، آندریف ، کوکتو و حتی شکسپیر انجام داد . تئاتر او تئاتر «قاب و قالب مخمل پوش» رایج قرن بیستم اروپا نبود. تئاتری بود خسته ، اما به ستوه آمده که پی گیر به دنبال راه و منفذی بود برای تحول و دگرگونی و حیات تازه.

                                                         (ادامه دارد)

.
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 13:55  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.
نقش انصاف کارگردان در ثبات یک گروه

با عرض ادب و احترام خدمت کلیه کارگردانان محترم تئاتر.

 

بر کسی پوشیده نیست که کارگردان یعنی مسئول بلا منازع تولید یک اثر نمایشی ، مغز متفکر یک نمایش ، تحلیلگر و نویسنده دوم که از زاویه دید و اندیشه او به تماشای یک اثر نمایشی می نشینیم.

 

حال این سوال در ذهن متواتر میگردد که چرا برخی از کارگردانان پس از اجرای ضعیف اثر خود در اجرای عمومی یا جشنواره ضعفهای نمایش را در کمال بی انصافی به گردن عوامل زیر مجموعه خود می اندازند . مگر نه اینکه کلیه عوامل اعم از بازیگران ، طراحان نور ، صحنه ، دکور و لباس با نظارت مستقیم و تایید نهایی کارگردان یک اثر نمایشی را بر روی صحنه می برند . ودر واقع این اندیشه های کارگردان است که در کلیه مراحل تولید نقش اساسی و تعیین کننده دارد . و خوشبختانه ! این روحیه دیکتاتوری در بیشتر کارگردانان ایران به چشم می خورد که سهم اندکی از خلاقیت را برای عوامل خود قائل شوند و اصطلاح ( هر چه من میگم ...) معمول ترین جمله ایست که در خلال تمرینات بگوش میرسد. و تاییدات و اندیشه های کارگردان میشود نسخه اجرایی و بر روی صحنه جان میگیرد . پس چرا پس از اجرای ضعیف یک اثر کارگردان در اذهان هنری این شائبه را فریاد می زند که بازیگرانم خوب بازی نکردند. که درستش آن است که : (بازیگرانم را درست هدایت نکردم و تحلیل من کارگردان از شخصیت اشتباه بود) . و یا آهنگسازم کارم را خراب کرد. که درستش این میشود که : (باید به آهنگسازم اعتماد میکردم که نکردم ). بر عکس این هم میشود و آن اینکه پس از اجرای موفق یک نمایش و به قول تئاتریها درو کردن جوایز یک جشنواره این کارگردان است که با یک ژست هنری موفقیت اثر را مرهون نبوغ سرشار هنری خود میداند و این کمال بی انصافی است. نیست؟

 

حال یک پرسش: آیا همین عامل یا عوامل از این دست از جمله علتهای شکل نگرفتن گروههای ثابت تئاتری نیست ؟ و آیا احترام متقابل ضامن ثبات در گروه نیست؟   

 

.
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 13:16  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

 

1-  نمایش ( زندگی شاید...) نوشته : نصرالله قادری کار مشترک امیر مسعود بیگدلی و سامان خلیلیان جهت حضور در پنجمین جشنواره سراسری تئاتر ماه از هفته آینده تمرینات خود را در حوزه هنری خوزستان آغاز میکند. در این نمایش که به دبیرخانه جشنواره تئاتر رضوی نیز ارسال خواهد شد بهزاد خیرالهی و میترا دهقانی ایفای نقش میکنند بازیگر سوم این نمایش در روزهای آتی مشخص خواهد شد.

خلاصه نمایش : یک گروه خرابکاری برای قرار دادن یک بمب از مرزهای شمالی وارد مشهد میشوند اما...

 

2-   نمایش خیابانی ( حق مسلم ماست ) نوشته و کار مشترک آرش ساربان و علی بنائیان جهت حضور در 3 جشنواره مهر کاشان، تئاتر خیابانی مریوان و زنجان مراحل تمرین خود را آغاز کرده است . در این نمایش آرش ساربان ، علی بنائیان و علی غابشی ایفای نقش می کنند.

خلاصه نمایش: جوانی که قصد خودکشی در ملاء عام را دارد با بطری بنزین در میان جمع می رود او مشکلات متعددی را که بر سر راه خود دارد بازگو میکند و ...

 

3-  نمایش خیابانی ( به چپ چپ به راست راست ) نوشته و کار سامان خلیلیان جهت حضور در جشنواره استانی باغملک ، مهر کاشان، تئاتر خیابانی مریوان و زنجان مراحل تمرين خود را آغاز کرده است . در این نمایش امین بهپوری ، رضا نورانی ایفای نقش می کنند.

خلاصه نمایش : سربازی در پایان خدمت خود با 30 ماه اضافه خدمت روبه رو میگردد و ...

.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 10:56  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

 

یکی از اهداف اصلی من از راه اندازی این وبلاگ ردوبدل کردن مطالب تئاتری است بر همین اساس قصد دارم که هر هفته یک مطلب آموزشی را جهت مطالعه دوستداران هنر نمایش در این وبلاگ به ثبت برسانم. مطلب زیر برگرفته از کتاب ( تئاتر ، هویت و نمایش ملی ) نوشته استاد عباس جوانمرد در اولین گام تقدیم میگردد.

 

وقتي ميگوییم نمایش ملی ما باید بر اساس اسلوب و روش اجرایی نمایشهای بومی و سنتی پی ریزی شود ، منظور فقط تعزیه نیست . تعزیه یکی از انواع نمایشهای سنتی ماست . نمایشهای سنتی و بومی همقدر سرزمین ما پهناور و همچند آداب و رسوم و زبانها و لهجه ها و مراسم و باورهای ما گوناگون هستند و بخش اساسی و بنیادی فرهنگ عظیم ملی ما را در برمی گیرند.

 

برخی از راویان اهل نمایش معتقدند که تعزیه در ایران ریشه ایی غربی و مسیحی دارد و بدلیل رقابت سیاسی بین صفویه و دولت عثمانی ، در ایران ریشه گرفته و نشو و نما پیدا کرده است . چنین نیست .

 

 بر اساس مدارک و شواهد دقیق این دو ، مراحل تکوینی متفاوتی دارند. میسترها در اروپا از دل مراسم آیینی و اعیاد و ذکر مصائب مسیح در کلیساها برون آمده اند ، در حالی که تعزیه ریشه و پیوستگی تام و تمام با مراسم آیینی _ تاریخی ایرانی با قدمتی سه هزار ساله دارند. در این زمینه اگر تشابه و قرائنی بین مراسم آیینی ایران و یونان باشد ، باید آن را  بین یادواره ( دیونوسوس ) و ( سوگ سیاوش جستجو کرد ، نه بین میسترها و تعزیه .

 

 بر طبق اساطیر یونان ، اعتقاد بر این بوده است که دیونوسوس پسر زئوس کشته و قطعه قطعه میشود و پس از طی دورانی ، بار دیگربه جهان هستی باز می گردد. بر اساس چنین اعتقادی هر سال جشنواره ایی ترتیب می یافته و در این جشنواره ، طی مراسمی مجسمه دیونوسوس را به طرف معبد می بردند و در آنجا در حضور بزرگان مذهبی و اجتماعی ، بزی قربانی میکردند و خون آن را برزمین می ریختند و با این عمل نمایشی و نمادین حوادث زندگی دیونوسوس را زنده می ساختند.

 

در ایران نیز آیین سوگ سیاوش منشاء اصلی و مستند سوگواری و تعزیه است با این تفاوت که دیونوسوس رب النوع شادنوشی و شادکامی و عیاشی است و سیاوش مظهر پاکی ، ایثار ، شجاعت ، زیبایی ، راستی و بی گناهی . در مراسم آیینی سوگ سیاوش نیز مردم بخارا همراه مغان و قوالان و مطربان در نخستین روز بهار و به هنگام برآمدن آفتاب بر سر خاک سیاوش گرد می آمدند و با قربانی کردن خروسی ، ریختن خون ناحق معصوم خود را یادآوری میکردند.

 

 متاسفانه این تشابه مراسم آیینی ( دیونوسوسی و سوگ سیاوش ) به سبب شیفتگی روشنفکران ایرانی به غرب تقریباٌ تمام توجه اکثریت قریب به اتفاق پؤوهندگان ما را به غرب ، به ویژه یونان جلب کرده و آنان را از توجه به منابع مشترک عظیم فرهنگی ما با شرق میانه و دور ، غافل کرده است ، منابعی که قدمت بیش از سه هزار سال را دارند و اکثراٌ به طور حیرت انگیزی همگون و هم ریشه اند.        (ادامه دارد )

 

.
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 13:17  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

مجله تخصصی صحنه بصورت ۲ شماره در یک جلد مربوط به ماههای اسفند ۸۶ و فروردین ۸۷ به بازار آمد .

در بخش مقالات این شماره ها میخوانیم : بزنکاه هایی از شناخت ساموئل بکت در ایران ، بکت و چشم به راه گودو «  دکتر کامیابی مسک » ، نمایشنامه نویسی دفاع مقدس از منظر نقد فمینیستی « نصرالله قادری » ، فمینیسم و جنسیت در تئاتر « مارک فوریتر» ، نیچه ، زندگی ، تراژدی و درام دیونیزوسی « یوسف فخرایی » ، مکاتب نمایشی « ترجمه : همایون نوراحمر» ، رستگاری از راه تئاتر « ژان لوک مورو»، واختانگوف و تئاتر « یکاترینا یودینا »، گریبایدوف ، نمایشنامه نویس روس ، وزیر مختار روسیه در ایران « جهانشیر یاراحمدی »

همچنین در این شماره ها بخش های تخصصی نقد کتاب ، پاسداشت ، گفت و گو ، نقد نمایش ، برگی از گذشته ، نمایشنامه و بخش راپرت در ۱۲۸ صفحه چاپ و توزیع گردیده.

مجله تخصصی صحنه از نشریات معتبر تئاتری کشور و از انتشارات سوره مهر حوزه هنری میباشد.

.
+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 18:30  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

با عرض سلام خدمت کلیه بازدیدکنندگان محترم

قابل توجه کلیه عزیزان اینکه ، قبل از راه اندازی این وبلاگ ، وبلاگی را با نام غدیر در اختیار داشتم که آن را دوست عزیز و هنرمندم مهدی دو گوهرانی از نمایشنامه نویسان و کارگردانان خطه سرسبز شمال طراحی و راه اندازی کرد که جا دارد از همین جا از او تشکر کنم. اما بدلایلی ( بهتر است همین اول کار صادق باشم ) بدلیل فراموش کردن کلمه عبور و نام کاربری آنهم به جهت مشغله کار و تمرین . تصمیم به راه اندازی وبلاگ جدید گرفتم که در آن مطالب تئاتری رد و بد خواهد شد لذا حضور همه عزیزان را خوش آمد گفته و مقدمتان را گرامی میدارم.

 

.
+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 11:42  توسط محمد غدیرزاده  | 
.