از قدیم گفته اند: « مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد » اما همین قدیمیها فکر اینجا را نکرده بودند که در دنیای پیشرفته امروز و در فضاهای مجازی اینچنینی کدام مستمع قرار است این صاحب سخن را بر سر ذوق آورد. ذوقی که آن را وامدار تلاش انسانهای غارنشین و مردمان هنرمند سرزمینهای یونان و مصر و البته بی انصافی نکنیم هنرمندان ایرانی دوره سوگ سیاوش هستیم. مرهون تلاش مردمان اسطوره پرداز و پایبند به سنتهای رایج در سرزمین کهن ایران. از همان سوگ سیاوش و گیاه سوزی و کوسه برنشین و بقال بازی و کچلک بازی و خیمه شب بازی گرفته تا سیاه بازی و نمایشهای روحوضی و تعزیه تا ورود هنر تئاتر و جایگزین شدن درامهای کمیک و تراژیک و ماندگاری تعزیه به عنوان هنری اسلامی ایرانی که علیرغم نفوذ خرافه های رایج و پست مدرنیسم ها دست و پا شکسته به حیات خود در فضای تئاتر این کشور ادامه میدهد.و سیاه بازی که در گوشه و کنار نفسی میکشد.
.jpg)
اینهمه ذوق برای مخاطبانی بوده که همواره شعارشان و اعتقادشان این بود که: «هنر نزد ایرانیان است و بس» و این شائبه که کدام هنر نزد ایرانیان مطلوبتر و ماندگارتر بوده پایبندی به سنت یا رویکرد به هنر وارداتی.
بی شک آنچه که هنر امروز ایران زمین را دستخوش تحول کرده سلیقه است و بس برخی پایبندی به سنت را رمز بقاء و ماندگاری میدانند و برخی دیگر جاذبه های هنر غربی را با نقاب روشنفکری می پسندند.
واما... آنچه که وظیفه ما را بعنوان هنرمندان امروز این سرزمین سنگین تر میکند نگاه دقیق و موشکافانه به اطراف است . بازی نکردن با واژه ها اولین اصل است . واژه هایی که برگرفته از واقعیت ناب و تکرار ناشدنی است. واقعیتهایی چون انقلاب اسلامی ، دفاع مقدس ، ازخودگذشتگی و ایثار و شهادت و صیانت از ارزشها که سالهاست دستمایه هنرمندان ایران اسلامی است و پرداختن به دغدغه های ذهنی مردم.
تئاتر به عنوان یک هنر مردمی سالهاست که وظیفه انتقال تفکرات هنرمندان قرار گرفته و همواره موفق عمل کرده و رمز این موفقیت در بطن این هنر گنجانده شده. بی واسطه بودن این هنر ، ارتباط مستقیم با مخاطب ، و جاذبه های سمعی و بصری خود علت این موفقیت است .
پس هنرمندان تئاتر با در نظر گرفتن تمامی این خصوصیتها و پرداختن به دغدغه امروز مردم ایران و شناخت از احتیاجات فرهنگی همین مردم در وادی هنر گام بردارند. با احترام به کلیه آثار ماندگار تئاتر در سراسر جهان باید اذعان داشت که دغدغه امروز مردم ایران تماشای مشکلات مردم در 200 سال پیش مسکو و یا ناکامیهای مردم لندن در 500 سال پیش نیست . بلکه دغدغه مردم ایران گم کردن هویتی است که پیش از این دنیا را معطوف خود کرده بود.
پس برای احیای هنر ناب ایرانی در وادی تئاتر دستها را به هم دهیم.