تبليغاتX
لی لی پوت
تئاتر
.
.
نخستین نشریه مستقل الکترونیکی تئاتر ( پظ ) منتشر شد.

 

علاقمندان جهت دسترسی به مطالب این سایت تئاتری میتوانند بر روی آدرس زیر کلیک کنند.

 

http://pose.ir/index.php

.
+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 9:54  توسط محمد غدیرزاده 
.
.
.

بی انصافی دیدم که اسم وبلاگ و گروه نمایشی خودم (لی لی پوت) باشه و چیزی راجع به اون ننویسم.

 

راستش گروه (لی لی پوت) با نام قدیم نیما در شهر اهواز شناخته شده. اما هر چه فکر کردیم دیدیم اجرای نمایش طنز هیچ سنخیتی با نام نیما نداره.

 

پس اسم لی لی پوت رو برای گروه انتخاب کردیم.

سال ۱۳۷۵ محمد رضا ذلقی ، علی حسن پور ، محمد غدیرزاده ، حسین تاجوند و علی میثاقی از اعضای اصلی گروه بودن که با هدف کسب درآمد و استقلال اقتصادی شروع به فعالیت کردند و شکر خدا درآمد بد نبود تا سال ۱۳۷۸

در سال ۱۳۷۸ حسین تاجوند و علی میثاقی از گروه جدا شدند و به جای اونها بهزاد خیرالهی و حسن محبی فر به گروه وارد شدند.

 

بازی خوب این ۲ هنرمند گروه نیما رو توی شهر مطرح کرد و اجرا ها روز به روز زیادتر میشد تا سال ۱۳۸۱.

 

در سال ۱۳۸۱ محمدرضا ذلقی و علی حسن پور از گروه جدا شدند و به جای اونها امیر بیگدلی و مهرداد انجینی به گروه وارد شدند و تیم ۵ نفره نیما به سرپرستی اینجانب بسته شد.

 

طراحی نمایشهای طنز با توجه به اتفاقات روز و بازی خوب لیدرهای گروه یعنی محمد غدیرزاده ، بهزاد خیرالهی و حسن محبی فر نام گروه رو پر آوازه کرد تا سال ۱۳۸۴.

 

در سال ۱۳۸۴ طراحی و اجرای نمایش بی نظیر (روح) و بازیهای هماهنگ لیدرهای گروه و لو رفتن فیلم یکی از اجراها و توزیع و فروش سی دی اون در کنار خیابون گروه نیما رو در سطح استان مطرح کرد.

 

بطوری که نمایش (روح) بیش از ۵۰۰ بار در سطح استان به اجرا درآمد و هنوز این نمایش به عنوان یکی از نمایشهای مطرح گروه در ادارات و سازمانهای طرف قرارداد به روی صحنه میره.

 

در سال ۱۳۸۶ نام ( لی لی پوت ) برای گروه انتخاب شد و این نام خاص به سرعت در ذهن مردم جای خودش و باز کرد.

 

گروه ( لی لی پوت ) در دهه فجر امسال با عقد قرارداد ۱۵ اجرا در ۴ روز از گروههای پر کار طنز اهواز بود.

 

میتونم بگم کمتر گروهی در ایران پیدا میشه که علیرغم کسب درآمد و مسائل مالی ۶ سال بدون هیچ اختلافی به کار خود ادامه بده.

 

گروه (لی لی پوت ) از سال ۱۳۷۵ تا ۲۳/۱۱/۸۷ دقیقاً ۱۵۲۶ بار اجرای طنز داشته .

 

و در آخر:

آنکس که میگرید یک درد دارد

آنکس که میخندد هزار و یک درد دارد.

 

و باید اعتراف کنم که سخت ترین کار خنداندن مردم خوزستان است. 

.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 9:40  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

 

3 نمایش از تولیدات واحد نمایش حوزه هنری استان خوزستان موفق به راهیابی در بخش مسابقه پنجمین جشنواره آئینهای عاشورایی استان خوزستان شدند.

 

بر اساس رای هیئت بازبین این جشنواره مرکب از آقایان مرتضی سیاهتیری ، مرتضی مطوری و محمد سبحانی ، نمایش ( غمنامه بنی هاشم ) نوشته علی قهرمانی به کارگردانی حسین ارجمندفر ، نمایش ( تثلیث ) نوشته میثم زندی به کارگردانی سامان خلیلیان و نمایش ( جای خالی ) نوشته و کار ایوب بختیاری به بخش نهایی راه یافتند.

 

شایان ذکر اینکه نمایش تک پرسناژ (جای خالی) پیش از این عنوان اول کارگردانی و بازیگری دوم توسط رضا نورانی را از چهارمین جشنواره سراسری تئاتر تک را از آن خود کرده بود.

 

گفتنی است این جشنواره از 29 بهمن تا 2 اسفند در تالارهای آیینه و آفتاب شهر اهواز برگزار میگردد.

 

 

 رضا نورانی ( تثلیث )

رضا نورانی ( جای خالی )

.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 8:49  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

هفدهمین جشنواره تئاتر لاله های سرخ اندیمشک شب گذشته به کار خود پایان داد و ۵ عنوان جایزه نصیب ۲ نمایش تولیدی واحد نمایش حوزه هنری استان خوزستان گردید.

بر اساس رای هیئت داوران مرکب از آقایان حمید رضا آذرنگ ، محمد رضا رحیمی و سرکار خانم گوهر خیراندیش جایزه اول کارگردانی به ایوب بختیاری و جایزه سوم بازیگری به آقای مانی کردونی برای نمایش ( تحلیلی آزاد بر تاریخ تئاتر براکت ) اهداء شد.

همچنین جایزه طراحی بروشور اول و بازیگری سوم مرد به آقای مهدی شیرین بار و بازیگری سوم زن به خانم مهناز فردین برای نمایش ( بلوایی آرامتر از نبض یک مرده ) نوشته سجاد افشاریان به کارگردانی مشترک بهزاد خیرالهی و حسین حیدری اهداء شد.

.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 13:45  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

 انگار همین دیروز بود. به چشم برهم زدنی گذشت. درست 20 سال پیش بود که علیرغم نفرتی که به هنر تئاتر داشتم و تنها به اصرار یکی از همکلاسیهایم در مدرسه راهنمایی حکیم اولین نقش هنریم را ایفا کردم. شاید برای فرار از زمزمه محبت معلم بود که عشق به تئاتر جایگزین نفرت شد.

نمی دانم چه شد. انگار جادو شدم. نه درستش اینست که مسخ شدم.

بهمن 67 سرآغاز ورود من به دنیای تئاتر شد . و به همین راحتی 20 سال گذشت. تنها خدا میداند که چگونه شبها را روز کردم و روزها را شب. چه روزهایی که با یک دنیا غم جماعتی را خنداندم و چه شبهایی ذوق در دل نشسته را با حس غم ادغام کردم.

بازی کردم و بازی خوردم ، گریاندم و گریه ام انداختند ، خنداندم و نخندیدم و هیچگاه خودم نبودم.

دلم لک زده است برای خودم.

بارها اندیشیدم که اگر وارد دنیای هنر نمیشدم به چه کاری مشغول میشدم. یا بهتر است بگویم چه کاری از دستم برمی آمد. هر چه بالا پایین میکنم وادی پر مخاطره هنر را امن ترین وادی برای خالی کردن بغض های فرو خورده ام دیدم. اما دریغ که فرصتی برای خالی کردن بغضها دست نداد. البته چرا دروغ بگویم؟ فرصت دست داد ، بر خرابه های آتلیه خیابان نشاط بغضم ترکید. که دوران آغازین تئاتر را در آنجا طی کردم و پس از آن دیگر نشاطی در آن خیابان ندیدم.

و بارها و بارها تا مرز گریه رفتم اما غرور نگذاشت.

و حال ... در راستای انجام رسالت هنری و موثر بودن در وادی هنر تئاتر و بهره مندی همه هنرمندان دلسوخته اهل دل و در آستانه ورود به دهه سوم فعالیتهای تئاتری خود ، ذوقی در دلم خانه میکند. در تاریک زیر زمین سینمای اکسین و شکل گیری آتلیه های چند منظوره که شاید یادگاری باشد از حقیری که جز سینه ایی سوخته و قلبی آزرده و گرده ایی زخم خورده از فرو آمدن دهها خنجر چیزی دیگر در اختیار ندارد.

و جواب این پرسش که من در کجای تئاتر این استان قرار گرفته ام؟

و حاصل عمر تلف شده در سرما و گرمای این استان چیست؟

و دست چند هنرمند دلشکسته را گرفتم؟

و مرهم چند دل رنجیده؟

و...

سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

فریبا (۱۳۸۳)

سمفونی روی گدازه های آتشفشان تلخ (۱۳۸۶)

 

.
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 14:51  توسط محمد غدیرزاده  | 
.
.
.

عنوان سوم بازیگری مرد بخش خیابانی بیست و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر به سامان خلیلیان اعطاء شد.

سامان خلیلیان نویسنده ، کارگردان و بازیگر نمایش " جوینده یابنده " کاری از واحد نمایش حوزه هنری استان خوزستان عنوان سوم بازیگری بخش مسابقه و یژه انقلاب اسلامی بیست و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر را دریافت کرد.

شایان ذکر اینکه هیئت داوران بخش خیابانی مرکب از آقایان دکتر اردشیر صالحپور ، اصغر همت و شکرخدا گودرزی آثار این بخش را داوری نمودند.

گفتنی است " جوینده یابنده " پیش از این عنوان برگزیده ششمین جشنواره تئاتر درمانی کشور را دریافت کرده بود .

 

 سامان خلیلیان و سجاد افشاریان بازیگران جوینده یابنده

 

.
+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 10:24  توسط محمد غدیرزاده  | 
.