گاهی اوقات آدم باید تعصب شغلی و کنار بذاره و بی غل و غش حرف دلش و بزنه . واقعیت اینه که فعالیت هنری کردن اونم از نوع تئاترش و شرکت در جشنواره های به ظاهر معتبر دیوانگی محضه.
بنده هر سال به عنوان کارشناس به جشنواره تئاتر ماه دعوت میشدم و جسته و گریخته با مشکلات کارگردانها و گروههای شرکت کننده و نارضایتی اونها از سیستم برگزاری مطلع میشدم ولی هرگز فکر نمی کردم که روزی و روزگاری آوار این همه مصیبت بی برنامگی و ضعف مدیریت اجرایی و استقبال ضعیف و پذیرایی نامناسب و در یک کلام توهین به صاحت هنرمند یکجا در جشنواره تئاتر ماه خلاصه شود.
آخر چرا ؟ همه اینها به ضعف در مدیریت اجرایی جشنواره و عدم اختصاص بودجه مناسب جهت جشنواره برمی گردد. سردرگمی گروهها هم در اجرا و هم در بخش اسکان قابل لمس بود. عدم استقبال از اجراها به دلیل ناکافی بودن تبلیغات. ببخشید ، نبود تبلیغات از ضعفهای عمده این جشنواره به حساب می آمد.
آنچه مسلم و واضح است مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری برای ادامه برگزاری جشنواره سراسری تئاتر ماه باید چاره ای بیندیشد و در قدم اول باید برای مدیریت اجرایی آن فکری بکند تا با بی مهری هنرمندان وابسته به حوزه هنری روبه رو نگردد.
در غیر اینصورت و با ادامه این روند قطعاً برگزاری جشنواره هفتم با مشکلات بیشتری روبه رو خواهد شد.
این حرفها نه بخاطر عدم موفقیت نمایش بنده در جشنواره ماه است بلکه واقعیتی است انکار ناپذیر که همه کارشناسان و مسئولین حاضر در جشنواره به آن اذعان داشتند.